ارتباط با مسئول سازمان

این مطلب ۲۰۸۲ بار خوانده شده

چرا باید به سادات احترام کنیم؟

از حضرت محمد ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ مروي است كه: «شفاعت من ثابت است از براي هر كه اعانت كند ذرّيّه‌ي مرا به دست يا زبان يا با مال خود.»

تربیت اسلامی از توصیه های بزرگان دین برای مسلمانان است که در شماره های گوناگون، بخش های مختلفی را تقدیم حضور مخاطبان گرامی خواهیم کرد.

 

* اهانت و تحقير ديگران

 

- اهانت و تحقير نمودن بندگان خدا و مذمت آن

شكي نيست كه اين صفت مذمومه در شريعت مقدسه، حرام و موجب هلاكت صاحب آن است.

از حضرت پيغمبر ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ روايت شده است كه: «خداي ـ تعالي ـ فرمود: هر كه اهانت برساند به يكي از دوستان من، پس كمر به مبارزه‌ي با من بسته است».[۱]

و در حديث ديگر از آن سرور منقول است كه: «پروردگار عالم ـ جل شأنه ـ فرمود: به تحقيق كه با من جنگ كرده است هر كه ذليل كند يكي از بندگان مؤمن مرا».[۲]

و از حضرت امام جعفر صادق ـ عليه السّلام ـ مروي است كه: «هر كه پست و حقير كند مؤمني را ـ خواه مسكين باشد و خواه غير مسكين ـ خداي ـ تعالي ـ باز نمي‌ايستد از پست كردن و دشمني او، تا رجوع كند از آنچه به آن مؤمن كرده است.»[۳]

و احاديث در اين خصوص بسيار است.

و هر كه نسبت ميان خدا و بنده‌ي او را في الجمله ادراك كند، و ربط خاصي كه ميان خالق و مخلوق است بفهمد، مي‌داند كه اهانت بنده، اهانت مولاي اوست، و تحقير مخلوقي، في الحقيقه تحقير خالق اوست و همين قدر در مذمت اين عمل كافي است.

پس بر هر عاقلي واجب است كه پيوسته متذكر اين معني بوده باشد، و اخبار و آثاري را كه در مذمت اهانت بندگان خدا وارد شده در نظر داشته باشد، و آنچه در خصوص مدح و تعظيم ايشان رسيده است نصب العين خود نمايد، و خود را از اين عمل (كار) قبيح باز داد تا موجب رسوايي او در دنيا و آخرت نگردد.

 

- تعظيم و احترام كردن به بندگان خدا و فضيلت آن

و مخفي نماند كه ضدّ اين صفت، كه اكرام و تعظيم و احترام داشتن بندگان خدا بوده باشد، از شريف‌ترين عمل‌ها و با فضيلت‌ترين كارها است.

و در حديث قدسي وارد شده است كه: «حق ـ سبحانه و تعالي ـ فرمود كه: بايد ايمن شود از غضب من هر كه اكرام كند بنده‌ي مؤمن مرا».[۴]

و از حضرت رسول ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ روايت شده است كه: «هيچ بنده‌اي از امت من نيست كه نيكويي و نرمي كند با برادر مؤمن خود، به نوعي از ملاطفت، مگر اينكه خدا از خدمه‌ ي بهشت خدمتكار از براي او مقررّ مي‌فرمايد.»[۵]

و از حضرت صادق ـ عليه السّلام ـ مروي است كه: «هر كه ذلت را از روي برادر مؤمن خود بردارد، خداي ـ تعالي ـ ده حسنه براي او مي‌نويسد، و هر كه بر روي برادر مؤمن خود تبسم كند، خداي ـ تعالي ـ از براي او حسنه ثابت كند.»[۶]

و فرمود: «هر كه برادر مؤمن خود را تحسين كند، خداي ـ تعالي ـ تا روز قيامت براي او تحسين مي‌نويسد.»[۷]

و فرمود: «هر كه نزد برادر مسلم خود آيد و او را گرامي دارد، خداي تعالي را گرامي داشته است.»[۸]

روزي آن حضرت به اسحق بن عمار فرمود كه: «اي اسحق! به دوستان من هر قدر تواني احسان كن، كه هيچ مؤمني احسان به مؤمني نكرد و اعانت او ننمود مگر اينكه صورت ابليس را خراشيد، و دل او را مجروح ساخت.»[۹]

و از جمله‌ي اموري كه انسان را به اكرام و تعظيم مردم وا مي‌دارد،‌ آن است كه به تجربه ثابت شده است كه: هر كه به هر نظري مردم را مي‌بيند، مردم نيز به آن نظر به او نگاه مي‌كنند و او را مي‌بينند.

آري، هر كس هر چه مي‌كارد درو مي‌كند.

همينت پسند است اگر بشنوي كه گر خار كاري سمن[۱۰] ندروي

و بدان كه ـ همچنان كه مذكور شد ـ گرامي داشتن و عزت دادن جميع طبقات مردم، به قدري كه سزاوار ايشان است از جمله‌ي اعمال پسنديده است. و شايسته است كه انسان بعضي از اصناف مردم را به تعظيم و اكرام بيشتري اختصاص دهد، و از آن جمله اهل علم و فضل و صاحبان ورع و تقوي است، زيرا در احاديث بسيار تأكيد زياد در اكرام و تعظيم اين دو طبقه جليله وارد شده.

 

- احترام پيران

و از آن جمله پيران و ريش سفيدان اهل اسلام است، كه گرامي داشتن و احترام زياد ايشان بر جوانان لازم و حتمي است.

و حضرت پيغمبر ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود كه: «هر كه مراعات كند برتري بزرگتر از خود را به جهت زياد بودن سن او، و احترام كند او را، خداي تعالي او را از ترس روز قيامت ايمن مي‌گرداند.»[۱۱]

و از حضرت صادق ـ عليه السّلام ـ روايت شده است كه: «بزرگ شمردن بزرگان پير، و تعظيم آنان، تعظيم و بزرگ شمردن خداست.»[۱۲]

و فرمود كه: «از ما نيست هر كه احترام نكند پيران ما را، و رحم نكند بر بچه‌هاي ما».[۱۳]

و از جمله‌ي كساني كه زيادتي احترام به ايشان سزاوار است، بزرگ طايفه و بخشنده طايفه است. و حضرت پيغمبر ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود كه: «هرگاه كريم قوم، و بزرگ ايشان بر شما وارد شود، اكرام او كنيد.»[۱۴]

 

- احترام سادات

و از جمله‌ي طوايفي كه زيادتي تعظيم و اكرام ايشان لازم، و احترام ايشان حتمي است، سلسله‌ي جليله‌ي سادات علويه است، كه دوست داشتن و محبت ايشان، اجر رسالت و مزد نبوت است.

و از حضرت رسالت پناهي ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ مروي است كه: «شفاعت من ثابت است از براي هر كه اعانت كند ذرّيّه‌ي مرا به دست يا زبان يا با مال خود.»[۱۵]

و فرمود: «چهار نفر را من شفاعت خواهم نمود در روز قيامت، اگر چه به قدر گناه تمام اهل دنيا را آورده باشند:

يكي: آنكه اكرام كند ذرّيّه‌ي مرا.

دوم: آنكه حاجت ايشان را برآورد.

سيّم: آنكه تلاش نمايد از براي ايشان در وقتي كه گرفتار باشند.

چهارم: آنكه به دل و زبان، با ايشان دوستي و محبت كند.»[۱۶]

و فرمود: «اكرام كنيد خوبان ذرّيّه‌ي مرا از براي خدا، و بدان ايشان را از براي من».[۱۷]

و احاديث در فضيلت سادات، و اجر اكرام و تعظيم ايشان بي‌نهايت است و آنچه مذكور شد از براي اهل ايمان كافي است.

 

[۱] . بحارالانوار، ج۷۵، ص۱۵۵، ح۲۵، كافي،‌ ج۲، ص۳۵۲، ح۷

[۲] . بحارالانوار، ج۷۵، ص۱۵۸، ح۲۸، كافي،‌ ج۲، ص۳۵۲، ح۶

[۳] . كافي، ج۲، ص۳۵۱، ح۴

[۴] . بحارالانوار، ج۶۷، ص۷۱، ح۳۶

[۵] . كافي، ج۲، ص۲۰۶، ح۴، بحارالانوار، ج۷۴، ص۲۹۸، ح۳۳

[۶] . بحارالانوار، ج۷۴، ص۲۹۷، ح۳۰، كافي،‌ ج۲، ص۲۰۵، ح۱

[۷] . بحارالانوار، ج۷۴، ص۲۹۸، ح۳۱، كافي،‌ ج۲، ص۲۰۶، ح۲

[۸] . بحارالانوار، ج۷۴، ص۲۹۸، ح۳۲، كافي،‌ ج۲، ص۲۰۶، ح۳

[۹] . كافي، ج۲، ص۲۰۷، ح۹، بحارالانوار، ج۷۴، ص۳۰۱، ح۳۸

[۱۰] . مخفف ياسمن، اسم گل خوشبويي است

[۱۱] . بحارالانوار، ج۷۵، ص۱۳۷، ذيل ح۵

[۱۲] . كافي، ج۲،‌ص۱۶۵

[۱۳] . همان

[۱۴] . محجة البيضاء، ج۳، ص۳۷۲

[۱۵] . جامع الاخبار، ص۱۴۰

[۱۶] . خصال شيخ صدوق، باب الاربعة، ص۱۹۶، ح۱

[۱۷] . جامع الاخبار، ص۱۴۰

 

نویسنده: برگرفته از كتاب: معراج السعاده - ملا احمد نراقي، ص۳۳۶

اخبار صفحه اصلی: 

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.